مبلغ
مطالبي اخلاقي و همچنين ارائه بعضي از درس هاي اساتيد حوزه

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام بهمن 1391 توسط مخمد ابراهيم اميني

الأدله الأربعه علی البرائه بعد العرض الموجز المتقدم یقع الکلام الان فی البحث : و هو الأدله علی أن اصل البرائت عند الشک فی أصل التکلیف و یمکن الاستدلال  علی ذلک الأدله الأربعه أما الکتاب الکریم ففد استدل منه بمجموعه من الآیات الکریمه ولکن الشیخ المصنف ذکر آیه واحده و قد التمسک بها و تلک الآیه هی : « و ما کنا معذبین حتی نبعث رسولا » به تقریب أن الرسول کنایه عن البیان و المعنی و ماکنا تعذب قبل أن نبیّن الحکم و هذا هو المطلوب لان المراد أثباته هو أنه قبل بیان الحکم لا یثبت  التعذیب و هذا قد ثبت ببرکه الآیه الکریمه . و فیه إنا نسّلم بدلاله الآیه الکریمه علی المقدار المذکوره ولکن نسأل هل المهم لإثبات البرائه هو انتفاء استحقاق العقاب قبل البیان أو إن المهم هو إثبات نفی فعلیه العذاب قبل البیان ؟ و بعبارت اخری الذی یجدی فی إثبات البرائت هل هو انتفاء الاستحقاق قبل البیان أو انتفاء الفعلیه ؟ و الجواب ان النافع هو نفی الاستحقاق فإنه الذی یمکن أن یدل علی انتفاء الحکم و أما انتفاء الفعلیه فلا یلازم انتفاء الحکم إذلعله الحکم ثابت و الله سبحان لا یعاقب علیه من باب المغفره و العفو .

و اجاب الشیخ الأعظم بأن الخصم «اعنی الأخباری » یعترف بالملازمه بین الاستحقاق و الفعلیه فهو یعترف بثبوت الفعلیه علی تقدیم الاستحقاق و لازم ذلک أنه عند عدم الفعلیه لا یکون الاستحقاق ثابتا فإذا فرض أن الآیه الکریمه قد نفت الفعلیه فلازم ذلک انتفاء الإستحقاق و هو المطلوب . أما من این نثبت أن الإستحقاق یلازم الفعلیه ؟ ذلک لأن الإخباری استدل بمثل قوله «ومن اقتحم الشبهات هلک من حیث لا یعلم » و لازم التمسک بهذا الحدیث الاعتراف بفعلیه العذاب لأن الحدیث قال : هلک من اقتحم الشبهات هلک من حیث لا یعلم  و ظاهره الهلاک الفعلی فهو یعترف بالهلاک الفعلی علی تقدیر الإستحقاق .  إذن الآیه الکریمه وحدها لا تدل علی إثبات المطلوب و إنما یثبت ذلک بعد ضم الملازمه التی یعترف بها الإخباری . و أجاب الشیخ المصنف عن هذا بجوابین :

1- إن هذه الطریقه لا تنفع فی إثبات البرائه إلا من باب الزام الخصم و إفحامه و المهم الذی نسعی إلیه هو إثبات البرائت بشکل تکون حجه بیننا و بین الله و من المعلوم أن هذا لا یثبت لمجرد کون الاخباری یعترف بالملازمه و یسلمها فلا معنی لأن نجیب الله إذ سألنا و قال کیف تمسکتم بالبرائت ؟ إنه لا معنی لأن نجیبه و نقول تمسکنا بالآیه الکریمه بعد ضم اعتراف الاخباری و قبوله للملازمه .

2- إننا لا نحتمل أن الاخباری یدعی الملازمه بین الاستحقاق و الفعلیه کیف والملازمه المذکوره باطله فی المعصیه الجزمیه فکیف بالمعصیت الاحتمالیه ، فلو فرض أن شححا تناول الخمر المعلوم الذی یجزم بخمریته فهو یستحق العقوبه جزما ولکن لا یلزم أن تکون ثابته فی حقه بالفعل فلا یمکن أن نقول مادام هو یستحق العقوبه فالله سوف یعاقبه حتما کیف و یمکن أن یغفر له و یتوب علیه فاذا سلمنا بهذا فی المعصیت الجزمیه فیلزم أن نسلم مثله فی المعصیع المحتمله بالاولویه .

و النتیجه النهائیه لکل هذا أن الشیخ المصنف لا یری تمامیه الاستحقاق بالآیه الکریمه لانه موقوف علی ملازمه نفی الفعلیه لنفی الاستحقاق و هی غیر ثابته . یمکن ان یقال ان الاخباری لم یدع الملازمه بین الاستحقاق و الفعلیه حتی یلزم من نفی الفعلیه نفی الاستحقاق و إنما ادعی أنی أقول : إن المرتکب للشبهه هو یستحق العقوبه و یسعاقب بالفعل تمسکا بظاهر روایت « ومن اقتحم الشبهات هلک من حیث لا یعلم »

و من المعلوم أن هذا المقدار لایستلزم الاعتراف بأن الفعلیه إذا انتفت فالاستحقاق یکون منتفیا ایضا و لعله إلی أشار«قدس سره » بالأمر بالفهم .

فریده القیاس الجدلی : ما یتألف من المشهور و المسلمات .

نکته

البته این آیه شریفه ارشاد به همان قاعده وحکم عقلی قبح عقاب بلا بیان است که مفاد برائت عقلی می باشد و لذا اگر چه آیه مبارکه حکم نقلی می باشد اما ارشاد به حکم عقلی است .

فریده

اخبار ها در مقابل اصولی ها در شبهات حکمیه تحریمیه و وجوبیه قائل به برائت نیستند .


نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام بهمن 1391 توسط مخمد ابراهيم اميني

«عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَمَّنْ تَرَكَ الزِّيَارَةَ زِيَارَةَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ قَالَ هَذَا رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ النَّارِ» [2]

[2] - كامل الزيارات؛ ص: 193



نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391 توسط مخمد ابراهيم اميني

اصل سجده گذاشتن هفت موضع برزمین است .

نکته اول ) مسمای سجده گذاشتن پیشانی بر ما یصح السجود است که گاهی سجده تحقق پیدا می کند لذا اگر پیشانی به مهر بر خورد کرد و برگشت باید تا می تواند خودش را نگه دارد چون اگر سجده را تکرارکند تکرار سجده پیش می آید .

نکته دوم ) رکوع اختصاص به نماز دارد اما سجده اختصاص به نماز ندارد یعنی رکوع در غیر نماز وجود ندارد حتی امر استحبابی اما سجده دارای اقسامی است مثل سجده تلاوت ، سجده نماز ، سجده سهو ، سجد قضای فراموش شده ، سجده شکر ، سجده بعد از زیارت عاشورا که مستحب است .

نکته سوم ) سجده یعنی گذاشتن پیشانی برما یصح السجود نه گذاشتن ما یصح السجود بر پیشانی و اگر کسی معذور از سجده است اگر مهر را بالا بیاورد وسجده کند یا مهررا روی پیشانی بگذارد بعنوان سجده درست نیست بلکه باید پیشانی را روی مهر گذاشته هر چند کم و لو به مقدار کمی .

نکته چهارم ) گذاشتن بیش از هفت موضع بر زمین اشکالی ندارد .

نکته پنجم ) برداشتن اعضای سجده از روی زمین در حال ذکر درصورتی که عمدی باشد مبطل است اما اگر سهوا باشد اشکالی ندارد درغیر حالت ذکر اگر هر یک از اعضای سجده را بردارد اشکالی ندارد حتی عمدا غیر از پیشانی .

نکته ششم ) مقصود از سنگ معدنی سنگ های گران قیمت است مثل فیروزه و سنگ عقیق .

نکته هفتم ) ترتیب اشیا در سجده عبارتند از : تربت امام حسین بعد خاک بعد سنگ بعد گیاه بعد کاغذ . اگر چیزی برای سجده وجود نداشت اول لباس یا فرشی که از پنبه و کتان است بعد عقیق و فیروزه بعد پشت دست .

تشهد

تنها در رکعت دوم و آخر نماز تشهد خوانده می شود و تنها دعای واجب روی زمین صلوات در تشهد است وتنها جزئی از نماز که قضا دارد تشهد و سجده است . 

اول نماز احتیاط بعد جزء فراموش شده بعد سجده سهو .

سلام

هر جا گفته می شود که پیش از سلام یا بعد از سلام منظور سلام آخر نماز است .

قنوت

در نماز آیات قنوت مستحب است یعنی نه جزء نماز است و نه شرط نماز .

در نماز آیات یا یک قنوت بجا می آوریم که قبل از رکعت دهم است یا 5 قنوت که قبل از رکعت دوم ، چهارم ، ششم ، هشتم و دهم است .

در نماز عید فنوت ها جزئی از نماز است . اقتداء در نماز آیات در هر رکعت تا اولین رکوع است چون تمام رکوع های نماز آیات رکن هستند. 

در نماز عید که 9 قنوت دارد  مأموم به هر قنوت که رسید نمازش درست است لاکن اگر مثلا در قنوت سوم امام رسید که قنوت اول او و قنوت سوم امام است اقتدا می کند بعد از اینکه امام قنوت 5 را خواند به رکوع رفت باید مأموم دو قنوت نماز را ولو با  گفتن یک الله اکبر بجا بیاورد و خودش را به امام برساند اگر در رکوع نشد در سجده اشکالی ندارد .

23/7/91 

شک یا در اصل نماز است یا در رکعات نماز .

شکیات نماز به سه دسته تقسیم می شوند :

1- شک در اصل  نماز که یا در به جای آوردن نماز شک دارد «نمی داند اصلا نماز خوانده یا نه » یا در صحت نماز شک دارد .

اما شک در صحت نماز اعتبار ندارد همان شک پس از سلام است «اگر کسی نماز خوانده بعد شک کند که نمازی که خوانده درست بوده یا نه این شک اعتبارندارد »

گاهی شک دارد که نماز خونده یا نه ؟ شک در انجام دادن نماز دارد؟

در این صورت اگر وقت نماز نگذشته نماز را بخواند و اگر وقت نماز گذشته می شود شک بعد ازوقت و شک بعد از وقت اعتباری ندارد .

2- شک در رکعات نماز ؛ نمازها ی مستحبی مورد بحث نیست چون در شک در نمازهای مستحبی به شک اعتنا نمی شود .

3- شک در اجزاء نماز .

شک یا مبطل است یا مبطل نماز نیست .

شک مبطل تنها در رکعات وجود دارد و شک در ارکان مبطل نیست .

نمازهای واجب مثل نماز آیات و نماز میت حکم خاص خودشان را دارند اما بقیه ی نمازهای واجب یک حکم را دارند که از نظر رکعات یا 2 رکعتند یا 3 رکعتند یا 4 رکعت .

شک در تعداد رکعات نمازهای دو و سه رکعتی مبطل است ؛ پس فقط شک در رکعت های نمارهای 4 رکعتی مورد بحث است .

شک هیج گاه یک طرف ندارد بلکه همیشه دو طرف دارد مثل شک بین 2و 3 ، شک بین 2و4 ، شک بین 3و4 ، شک بین 2و4و5 ، شک بین 3و4 ،...

 اگر در شک در رکعات از یک طرف 1 باشد شک مبطل است ؛ مثال شک بین 1و2 ، شک بین 1و3 ، شک بین 1و4و ....... 

شک در دو و سه در نمازهای 4 رکعتی گاهی قبل از اتمام سجدتین است وگاهی بعد از اتمام سجدتین .

سّرآن این است که یک رکعت زمانی کامل می شود که سجدتین را بجا بیاوریم در رکعت دوم بعد از سجده دوم رکعت کامل می شود لذا هر رکعت بعد از اتمام سجدتین کامل می شود اگر کسی سجدتین را کامل نکرد و شک دارد در دو و سه در حقیقت یک رکعت کامل خوانده است پس اگر کسی در دو و سه قبل از سجدتین شک کند نماز باطل است چون شک در این صورت به شک 1و3 برمی گردد و گفته شد اگر یک طرف شک یک باشد نماز باطل است و چون با نماز احتیاط کمبود آن را نمی توان جبران کرد پس نماز باطل است . اما بعد از سجدتین در حالت نشسته یعنی رکعت دوم را کامل کرده است این شک غیر مبطل است نمی داند دو رکعت خوانده یا سه رکعت که اگر دورکعت خوانده دو رکعت لازم دارد و اگر سه رکعت خوانده باشد یک رکعت لازم دارد در این صورت بنا را بر سه می گذارد و یک رکعت دیگر می خواند و بعد از سلام یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نماز نشسته می خواند .

اگر اطراف شک از چهار نگذشته باشد بنابر بیشتر می گذارد . 

اگر یک طرف شک 3 رکعت بیشتر از دیگری باشد مثل 2و5 یا 3و 6 یا.... در این صورت شک مبطل است .

نماز احتیاط برای جبران کمبود احتمالی نماز است .

در شک بین 2و4 : بنا بر چهار می گذارد و نماز را تمام می کند و بعد از نماز دو رکعت نماز احتیاط ایستاده می خواند .

در شک بین 2و3و4 : بنا بر چهار می گذارد و نماز را تمام می کند و بعد از نماز دو رکعت نماز ایستاده و دو رکعت نماز نشسته می خواند .

در شک بین 3و4 در هر جای نماز که باشد بنابر 4 می گذارد و نماز را ادامه می دهد و یک رکعت نماز احتیاط می خواند یا دورکعت نماز نشسته می خواند .

در شک بین 3و5 بعد از اتمام سجدتین مبطل است اما درحال ایستاده مبطل نیست .

در شک بین 4و5 در حالت نشسته ، بنابر چهار می گذارد و نماز را تمام می کند و بعد از نماز دو سجده سهو بجا می آورد .

سجد ه سهو برای جایی است که یک رکعت احتمالی اضافه شده باشد اما اگر دو رکعت اضافه شود نماز باطل است .

چنانچه نماز احتیاط و سجده سهو واجب شده اول نماز احتیاط باید خوانده شود بعد سجده سهو چون نماز احتیاط جزء مکمل احتیاطی نماز است .

اگر بر کسی قضای سجده یا تشهد فراموش شده و نماز احتیاط و سجده سهو واجب شده ترتیب انجام دادن آن ها به این صورت است که اول نماز احتیاط را بخواند بعد جزء فراموش شده بعد سجده سهو .

نماز احتیاط همیشه جایگزین رکعت 3و4 نماز است نه 2و4 لذا باید حمد بدون سوره بخواند و حتما آهسته بخواند .

7/8/91

با هشت شرط نماز در سفر شکسته می شود

 1- مسافت حداقل هشت فرسخ باشد و مسافت شرعی غیر از حد ترخص است .

حدترخص  : مقدار فاصله ای از وطن یا جایی که قصد کرده ده روز در آن جا بماند که از آن جا نه دیوار شهر دیده می شود و نه اذان آن مکان شنیده می شود بعبارت دیگر انسان از وطن خود به قدری دور شود که دیوار شهر را نبیند و صدای اذان آن مکان را نشنود ولی باید در هوا، غباریا چیز دیگر نباشد که از دیدن دیوار و شنیدن اذان جلوگیری کند و لازم نیست به قدری دور شود که منازه ها و گنبد ها را نبیند ، یا دیوارها هیج پیدا نباشد بلکه همین قدر که دیوار ها کاملا معلوم نباشد کافی است .

بعضی گفته اند که اهالی آنجا را نبیند وبعضی گفته اند که اهالی آنجا او را نبینند که حدود دو یا سه کیلومتر می شود .

منظور از دیوار خانه دیوار خانه ی مردم است نه این که کارخانه .

 اذان هم با دهان باشد نه بلند گو

2- مسافت هشت فرسخ باشد: کسی که بنا دارد مسافرت هشت فرسخی برود زمانی که به حد ترخص رسید نمازش قصر است و روزه اش درست نیست

مسافت هم دو صورت دارد :

1-    تلفیقی ؛ یعنی رفت وبرگشت وی 8 فرسخ شود

2-    امتدادی، یعنی از مثلا نقطه ی الف به نقطه ی ب واز نقطه ی ب به نقطه ی ج مسافرت کند که مجموع ان هشت فرسخ یا بیشتر شود

افرادی که نمازشان کامل است عبارتند از :

1-    کسی که سفر معصیت برود

2-    کسی که شغلش سفر است

3-    کسی که شغلش در سفر است

4-    کسی که مقدمه شغل او سفراست 

5-    کثیر السفر مطلق بیابان گرد .

اگر قبل از چهار فرسخ از قصدش برگشت در این صورت مسافر حساب نمی شود اما اگر بیشتر از چهار فرسخ رفت قصد برگشت کرد در این صورت ایشان مسافر است هر چند از قصدش برگردد

در بین سفر از جایی که بنا دارد از وطن یا جایی که می خواهد بماند بگذرد که در این صورت اگر بگذرد سفر از همان مکان جدید حساب می شود نه از مکان اولیه .

وطن داری اقسام مختلفی است

1- وطن اصلی :زادگاه شخص است ومدتی در ان جا زندگی کرده است همان وطن پدر ومادری که مدتی بماند که عرفا رشد ونمو کند.

2- وطن اتخاذی: جایی که به عنوان وطن اتخاذ کرده ودرآنجا سکونت کرده که باید سه ماه بگذرد تاوطن او حساب شود .

3- وطن قهری : جایی که شخص قصد توطن داشته است لاکن مدتی درآنجا مانده که عرفا به او می گویند که او اهل اینجاست .

4- وطن حکمی : شخصی که قصد توطن ندارد اما دو یا سه سال در یک جا مانده است.

5- وطن تبعی: کسی که در سفر اراده ندارد از خودش مثل زن که همراه شوهر باید به وطن جدیدی برود که مجبور است از شوهر تبعیت کند.

در این مکان ها باید نماز را تمام بخواند:

1-    در وطن

3-    در جایی که قصد دارد ده روز بماند

4-    در جایی که سی روز مرد ماند بعداز سی روز باید نماز را کامل بخواند .

در این مکان ها مخیر است که نماز را کامل بخواند یا شکسته بخواند :

1-    مسجد الحرام

5-     مسجدالنبی

6-    مسجد کوفه

7-    حرم امام حسین .

اعراض از وطن دو صودت دارد گاهی از وطن می رود یعنی درآن جا سکونت ندارد و گاهی قصد برگشت به مکان اولیه را ندارد .

21/8/91  

نکته اول ) نماز قبل از وقت باطل است و نماز در وقت را اداء می گویند و نماز بعد از وقت را قضا نامند .

نکته دوم ) نماز قضا بر خود فرد واجب است .

نکته سوم )نماز قضا همان گونه که قضا شده باید به جا آورده شود «إقض ما فات کما فات »

نکته چهارم )نمازهای واجب اگر در وقت خوانده نشود قضادارد به جز نمازجمعه که اگر در وقت خوانده نشود باید نماز ظهر خوانده شود .

نکته پنجم ) نماز آیات به موقته و غیر موقته تقسیم می شود نماز آیات موقته مانند کسوف و خسوف اما غیر موقتع مانند زلزله و صائقه . 

نکته ششم ) اگر در وقت عروض زلزله نماز را نخواند معصیت کرده است .

نکته هفتم )بعضی از نماز های مستحب قضا دارد .

نکته هشتم) کسانی که در هنگام زلزله و متوجه نشوند اگر بعد از بیدار شدن به آن ها بگویند که زلزله شده بر آن ها نماز آیات واجب نیست .

نکته نهم) نمازی که اصلش به جماعت صحیح است قضای آن هم به جماعت صحیح است نماز عیدین و نماز استثقا را نمی توان به جماعت خواند .

نکته یازدهم )اقتدا کردن نماز قضا به اداء اشکالی ندارد و درست است و بر عکس هم صحیح است . وحدت در نماز شرط نیست مثلا اما م نماز اداء عشا می خواند مأموم لازم نیست که نماز عشاء ادائی باشد لاکن اگر نماز قضا خواست اقتدا کند قضای اصلی باشد .

نکته دوازدهم) نماز قضا وقت ندارد هر وقت توانست بخواند کفایت می کند .

نکته سیزدهم) اگر کسی نماز عشایش قضا شد به احتیاط واجب «اراکی » باید فردا روزه بگیرد .

نکته چهاردهم) نماز قضای پدر به فتوای همه ی علما و نماز قضای مادر به فتوای بعضی از علما بر عهده پسر بزرگتر است و پسر بزرگتر ، بزرگترین پسری است که در هنگام فوت پدر هست و زنده است و بلوغ در وی شرط نیست . اگر پسر بزرگتر دیوانه باشد بر بقیه فرزندان نماز های قضا لازم نیست .

نکته پانزدهم )نماز قضایی بر فرزند واجب است که بالاصاله بر پدر واجب شده باشد نه به طبع  لذا اگر مثلا بر ذمه ی پدر نماز از پدرش وجود داشت یا پدر نماز استیجاری به ذمه داشت این موارد بر پسر واجب نیست .

نکته شانزدهم ) آیا نماز استیجاری را می توان به دیگری داد که بخواند ؟

1-    شرط کرده است که خودش بخواند در این صورت نمی شود به دیگری داد . 2

2-    شخص تصریح کرده که به دیگری می دهم در این صورت می توان نماز را به دیگری واگذار کند .

3-    مطلق بود در این صورت اطلاق انصراف دارد به اینکه خود مستجیر نماز را بخواند و بدون اجازه به دیگری نمی توان تحویل داد ؛ اگر بدون اجازه به شخصی دیگری واگذار کرد ذمه ی میت بری می شود اما پولی که مستجیر گرفته برای خواندن نماز باید به اجیر دوم تحویل دهد .

26/9/91

نماز جمعه واجب تخییری است و واجب تخییری در مقابل واجب تعیینی است .

تفاوت نماز جمعه با نماز جماعت :

1-    حداقل شرکت کننده در نماز جمعه 5 نفر است که یکی از آنها امام می باشد اما در نماز جماعت را با دو نفر می توان خواند .

2-    فاصله نماز جمعه با نماز جمعه دیگر کمتر از سه میل نباید باشد «پنج و نیم کیلو متر تقریبا» بنابراین اگر بین دو نماز جمعه سه میل فاصله باشد هردو نماز صحیح است و معیار آن فاصله ای است که بین دو نماز جمعه است نه فاصله میان دو شهری که نماز جمعه در آن ها خوانده می شود بنابراین اقامه ی چند نماز جمعه در هر یک از شهرهای بزرگی که فرسنگ ها طول دارند جایز است اما در نماز جماعت فاصله ملاک نیست .

3-    درامامت نماز جمعه نصب از طرف حاکم شرط است اما در نماز جماعت هرکس که عادل باشد می تواند امام بایستد و نصب از طرف حاکم شرط نیست . در نماز جماعت مسافر می تواند امامت کند اما در نماز جمعه امام نباید مسافر باشد به فتوای همه ی علما .

درهمان نماز ظهری که احتیاطا خوانده می شود افتدا کردن «به جماعت خواندن» جایز است بنابراین وقتی که نماز جمعه را خواندند برای آنان جایز است احتیاطا نماز ظهر را با جماعت بخوانند و کسی که نماز جمعه را نخوانده اگر بخواهد نماز ظهرش را به نماز ظهر احتیاطی امام اقتداء کند برای او اکتفای به آن جایز نیست بلکه واجب است که نمازش را اعاده کند .

براى امام جمعه كه خطبه مى‌خواند سزاوار است در ضمن خطبه‌اش آنچه را كه از مصالح دينى و دنيايى مسلمين است بيان كند

، و آنها را از حوادث و اخبارى كه در كشورهاى مسلمان و جهان مى‌گذرد، از مسائل ديگرى كه در آنها نفع و ضرر مسلمين مطرح است، آگاه نمايد، و مطالبى را كه مسلمانان در زندگى دنيا و آخرت و در شئون سياسى و اقتصادى به آن نيازمندند از امورى كه در استقلال و شخصيّت آنها و در كيفيّت روابط و رفتار آنها با ساير ملل مؤثر است، بازگو كند و مسلمين را از دخالت دولت‌هاى ظالم استعمارگر در امور مسلمين، مخصوصا در امور سياسى و اقتصادى آنها كه به استعمار و استثمارشان كشانده مى‌شود بترساند

(و به آنها هشدار بدهد) خلاصه نماز جمعه و دو خطبه‌اش از جايگاهها و مواقف بزرگ براى مسلمين است، مثل مواقف بزرگ ديگر همچون حج و عيد فطر و عيد قربان و غير اينها اما متأسّفانه مسلمين از وظايف مهمّ سياسى در نماز جمعه و غير آن از مواقف سياسى اسلام غفلت كرده‌اند و حال آن كه اسلام با تمام شئونش دين سياست است و اين مطلب براى هر كسى كه مختصر تدبّرى در احكام حكومتى و سياسى و اجتماعى و اقتصادى اسلام داشته باشد، آشكار مى‌شود، پس هر كه خيال كند كه دين از سياست جدا است، نادان است كه نه اسلام را شناخته و نه سياست را.[1]

3/10 /91

مبطلات روزه

نکته اول ) تمام مبطلات روزه در صورتی که از روی عمد و اختیار صورت گیرد مبطل است نکته اول )  مگر بقاء بر جنابت

نکته دوم ) در روزه  طهارت شرط نیست بقاء بر جنابت و حیض ونفاس مبطل است

نکته سوم )اگر شخصی تعمدا بر جنابت باقی ماند در این صورت روزه اش صحیح است

نکته چهارم ) بقاء بر جنابت مبطل روزه ماه رمضان و قضای آن است اما در سایر روزه ها مبطل نیست .

نکته پنجم ) جنابت مبطل روزه نیست بقاء بر جنابت عمدا مبطل است حیض و نفاس مبطل روزه است لذا به محض دیدن حیض و نفاس روزه باطل است هر چند دقیقه به اذان مغرب باشد باز هم روزه باطل است چون از زن حائض و نفساء اصلا روزه صحیح نیست .

نکته ششم ) حیض و نفاس در احکام خواب اول و دوم و سوم حکم جنابت را دارد .

نکته هفتم ) اگر حیض ونفاس در بین روز اتفاق افتاد روزه اش باطل است اما استحاضه اگر شد روزه باطل نمی شود .

نکته هشتم ) اگر در بین روز از حیض و نفاس پاک شد روزه آن روز صحیح نیست هر چند یک دقیقه بعد ازاذان صبح باشد امساک هم لازم نیست .

نکته نهم ) روزه ایام عادت قصا دارد اما نماز روزهای عادت قضا ندارد .

نکته دهم ) اگر در بین روز محتلم شود لازم نیست فورا غسل کند هر چند احتیاط مستحب غسل کردن است .

نکته یازدهم ) بیماری ، بارداری ، شیردهی و ... مجوز روزه خواری نیست بلکه باید ضرر یا احتمال ضرر و خوف ضرر و حرج و مشقت مجوز روزه خواری است .

ضرر یعنی روزه داری موجب پدید آمدن بیماری یا شدت بیماری یا دیر خوب شدن یا موجب حرج و مشقت شود .

نکته دوازدهم) مرجع تشخیص ضررخود مکلف است .

نکته سیزدهم) عطر زدن برای روزه دار مکروه نیست بلکه بو کشیدن گل ها و گیاهان خوشبو مکروه است از جمله گیاهان خوشبو زعفران است .

نکته چهاردهم) ارتکاب محرمات دارای صوری است .

1- گاهی عمدا است در این صورت قضا و کفاره دارد

2- گاهی سهوا است در این صورت روزه صحیح است

3- گاهی جهلا است در این صورت اگر جاهل قاصر باشد قضا دارد اما کفاره ندارد اما اگرجاهل مقصر باشد قضا و کفاره دارد .

4- گاهی کرها است در این صورت روزه باطل است و قضا دارد .

5- گاهی جبرا است در این صورت روزه باطل نیست .

نکته پانزدهم ) کفاره جمع در صورتی است که اولا جزء مبطلات باشد کاری که انجام می دهد و هم چنین آن کار فی نفسه حرام باشد مثل شرب خمر یا استمناء  و ....

نکته شانزدهم )روزه های که بطلان عمدی آن ها کفاره دارد عبارتند از :

الف) روزه ماه رمضان

ب) روزه قضا ماه رمضان بعد از ظهر که کفاره ی آن اطعام ده مسکین است یا سه روز روزه گرفتن .

ج) روزه اعتکاف در صورتی که روزه اش واجب شده باشد یعنی روزه روز سوم .

بقیه ی روزه ها کفاره ندارند «نذرمعین ،روزه کفاره ، روزه مستحب و .... »

نکته هیجدهم) مصرف کفاره فقراء هستند .

نکته نوزدهم) مواره کفاره اطعام حتما باید اطعام باشد طعام هم یعنی نان و چیزی که جایگزین نان می شود . دراطعام شصت فقیر حتما باید شصت فقیر را سیر کند اگر به ده فقیر هر کدام شش بار طعام بدهد کفایت نمی کند .

نکته بیستم ) اگر کفاره را از دیگران می گیرد برای تعداد معین فقیر مثلا 120 نفر و مثلا پول گندم می گیرد بخواهد برنج بدهد باید همان تعداد یعنی 120 نفر را سیر کند لذا اگر کمتر از این تعداد را سیر کند باید تعدادی که کم بود را خودش جبران کند.

10/10/91

روزه مسافر)

نکته اول) از شرائط صحت روزه این است که مسافر نباشد ؛ البته در سه مورد اگر مسافر باشد می تواندروزه بگیرد :

1- بدل قربانی در حج که باید ده روز روزه بگیرد  سه روز در مکه که اگر مسافر باشد روزه اش درست است .

2- بدل کفاره کوچ از عرفات قبل از مغرب که کفاره اش یک شتر است اگر نتوانست 18 روز روزه بگیرد که در حال مسافرت هم می تواند روزه بگیرد.

3-  نذر مشرط به سفر یا نذر کرده در سفر خاصی روزه بگیرد .

نکته دوم ) اگر کسی نداند در سفر روزه باطل است و روزه مصتحبی بگیرد روزه اش صحیح است وکسی که روزه واجب دارد روزه مستحب نمی تواند بگیرد  به شرط اینکه بتواند روزه واجب بگیرد لذا در مدینه که مسافر است  و روزه واجب نمی تواند بگیرد در این صورت روزه مستحب می تواند بگیرد .

نکته سوم ) روزه مستحبی در سفرصحیح نیست مگردر یک جا وآن هم سه روز در مکه برای برآورده شدن حاجات .

نکته چهارم) اگر کسی ظهر در راه باشد روزه اش صحیح نیست  یعنی باید قبل از ظهر هنگام اذان در وطن باشد و قبل از ظهر اگر به وطن رسید ممکن است روزهاش صحیح باشد وآن در صورتی که مفطری انجام نداده باشد می تواند نیت روزه بکند .

نکته پنجم ) کسی که روزه قضا دارد اگر وقت آن ضیق باشد می تواند روزه استیجاری بگیرد.

 نکته شش)  بر بی هوشی روزه و نماز و قضاء آن دو واجب نیست مگر اینکه اختیارا  بیهوش شود که باید نماز و روزه هایش را قضا کند .

طرق ثبوت هلال.

طرق ثبوت هلال رمضان و شوال براى روزه و افطار بدان كه هلال ثابت مى‌شود به چند چيز:

1-     به آن كه خودش هلال را ببيند.

2-    به خبر متواتر.

3-    به شياع، كه موجب يقين به رؤيت هلال شود و در حكم آن است هر چه مفيد علم شود. «عده ای بگویند که از گفته ی آنان اطمینان حاصل شود »

4-    به گذشتن سى روز از هلال ماه شعبان كه روزه واجب مى‌شود يا از هلال رمضان كه افطار واجب مى‌شود.

5-    به شهادت دو عادل به هلال چه شهادت دهند نزد حاكم و قبول شهادت آنها كند يا رد نمايد يا آن كه نزد خودش شهادت دهند كه جايز، بلكه واجب است به مقتضاى آن عمل كند از روزه يا افطار چه شاهد از اهل آن بلد باشد يا خارج بلد و چه در آسمان علتى از ابر يا بخار يا غبار بوده يا نه..[2]

معتبر است كه شاهدين در اوصاف هلال متّفق باشند پس با اختلاف در اوصاف، اعتبارى به آن نيست. بلى، هر گاه هر دو مطلق، شهادت دهند يا يكى از آنها مطلق و ديگرى به اوصاف شهادت دهند كافى است و معتبر نيست كه ديدن آنها يك وقت باشد در صورتى كه متّفق باشند در رؤيت در شب. و ثابت نمى‌شود هلال به شهادت زنان و نه به شهادت يك عادل و لو به ضم قسم.

6-    به حكم حاكم شرع به شرط آن كه ندانى در حكم خطاء كرده يا طريق ثبوت آن خطاء بوده پس اگر مثلًا بدانى مستند حكم او شياع ظنّى بوده كافى نيست. و ثابت نمى‌شود هلال به قول منجّم و نه به غروب كردن ماه فردا شب بعد از غروب شفق و نه به ديدن ماه قبل از ظهر سى‌ام و به مجرد آن حكم نمى‌شود كه آن روز اول ماه است. و هم چنين ثابت نمى‌شود به طرق ظنّيه هر چند مفيد ظنّ قوى باشد مگر براى اسير و محبوس.



[1] - تحرير الوسيلة - ترجمه؛ ج‌1، ص: 425

[2] - الغاية القصوى في ترجمة العروة الوثقى؛ ج‌2، ص: 174



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم بهمن 1391 توسط مخمد ابراهيم اميني

VPN prices

قالب وبلاگ